وقتی بوف کور از خواب بیدار می‌شود
دو سال پیش بود که در فضای ادبیات، اخباری از تالیف کتابی توسط حبیب احمد زاده به گوش رسید کتابی درباره بوف کور و صادق هدایت با نام "گفت گو با سایه" ، کم کم بعد از چاپ و مطالعه کتاب توسط موافقان و منتقدان جدی آثار هدایت نظرات جالبی درباره این کتاب ارئه شد و نظرها به سمت این کتاب جلب شد .
كدخبر: id-66913
تاريخ: 2018-01-11 12:34:26

به گزارش گام نیوزمهراب کیانی؛ خواندن رمان و داستان های کوتاه را از دوران دبستان شروع کردم و بیشتر داستان هایی که مطالعه می کردم از نویسندگان معاصر ایرانی بود برای خواندن کتاب ها از بزگترها و معلم ها درباه کتاب یا نویسندگان کمک می گرفتم آقا معلم کتاب های جلال آل احمد چطور است؟ کدام کتاب او را پیشنهاد می کنید؟ و ازاین دست سوال ها، اما هر وقت سراغ هدایت می رفتم برخی ها بسیار محکم و قاطع می گفتند کارهای او عالی است یا نه مخالفان به شدت مرا از خواندن آن ها منع می کردند.

و همین موضوع حس کنجکاوی من نوجوان را بیشتر تحریک می کرد و باعث شد در دوران نوجوانی اکثر کتاب های او را بخوانم و از سوی دیگر حتی بوف کور را که تجدید چاپ نشده و اجازه انتشار نداشت را در اینترنت پیدا کنم و جلو مانیتور بنشیم و با ولع زیاد بخوانم .

هرچند بعد از خواند آثار هدایت خودم هم به نوعی به یکی از دو صف موافقان و مخالفان پیوستم اما نه با آن تعصب که ذکر کردم ولی هیچ گاه هیچ نوجوانی را به خواندن کتاب های هدایت تشویق نکردم زیرا فضای کارهای او را مناسب نوجوانان نمی دانستم اما نوجوانانی را که کنجکاوی می کردند تشویق می کردم اگر کارهای هدایت را می خوانند حتماً نقدها را نیز بخوانند ولی خودم هم از نقدهای نوشته شده درباره آثار وی خیلی رضایت نداشتم زیرا غالباً در همان فضایی نوشته شده بود که ذکر کردم ولی چاره ای نبود.

هدایت همیشه در تاریخ ادبیات داستان نویسی معاصر مثل یک علامت سوال بود در هاله ای از ابهام، نویسنده ی که مثل آثارش در فضایی وهم آلود قرار داشت خانه ای نیمه تاریک با چراغک هایی که در دالانی نیمه تاریک سو سو می زند.

  با خودم می گفتم شاید صادق هدایت با آن زندگی غبار آلود و پایان زندگی اش که به خودکشی ختم شد دلش می خواسته آثارو شخصیت اش این گونه در غبار ابهام قرار گیرد و ذهن خوانند به شدت درگیر نوشته های او شود.

و انگار قرار نبود این سوال توسط کسی به درستی پاسخ داده شود و در این اتاق نیمه تاریکِ قرمز رنگ، چراغی روشن شود تا این فیل به درستی رویت شود تا هر کسی از ظن خود پاسخگوی مخاطبان آثار هدایت نباشد بلکه پاسخ ها مستند باشد و از روی احساس و علاقه شخصی جواب داده نشده باشد.

دو سال پیش بود که در فضای ادبیات، اخباری از تالیف کتابی توسط حبیب احمد زاده به گوش رسید کتابی درباره بوف کور و صادق هدایت با نام "گفت گو با سایه" ، کم کم بعد از چاپ و مطالعه کتاب توسط موافقان و منتقدان جدی آثار هدایت نظرات جالبی درباره این کتاب ارئه شد و نظرها به سمت این کتاب جلب شد و فیلمی که خسرو سینایی با همین نام از روی کتاب ساخته بود مخاطبان را بیشتر به سمت کتاب احمد زاده سوق داد.

نظرات کارشناسان درباره کتاب، مرا نیز به سوی کتاب کشاند تا شاید سوالات من نیز درباره بوف کور توسط آقا حبیب احمد زاده پاسخ داده شود اما در مدت کوتاهی چاپ اول کتاب به پایان رسیده بود و کتاب را در بازار پیدا نکردم از دکتر احمد زاده خواستم تا اگر کتابی پیش خودش باقی مانده  به من بدهد تا بتوانم این اثر را مطالعه کنم اما آقا حبیب گفت: هرچه کتاب پیش خودم بوده نیز به دوستان داده ام و منتظر چاپ جدید هستم.

من نیز از فکر کتاب خارج شده بودم تا همین چند روز پیش در کتاب فروشی باران چشمم به کتاب افتاد اما اسم کتاب به "کد 24" یا "بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد؟" تغییر نام یافته بود فوری کتاب را خریدم و از عصر همان روز شروع به خواندن کردم نگاه و شیوه متفاوت احمد زاده در بررسی بوف کور مرا جذب کرد و نگذاشت کتاب را زمین بگذارم و تا آخر شب کتاب را تمام کردم شیوه متفاوت احمد زاده در بررسی این اثر مخاطب را با خود همراه می کند زیرا زندگی نویسنده را در نگارش کتاب مورد توجه قرار داده است و فضای زیست نویسنده را در نگارش کتاب بسیار موثر دیده است و همین موضوع مخاطب معمولی و غیر متخصص را نیز با اثر همراه می کند.

احمد زاده به دلیل استنادت زیاد و حتی ارجاعات عکس فیلم و بهره گیری از ابزار جدید مثل واقعیت افزوده و فیلم پیوستی "گفت وگو با سایه" باعث شده است که کتاب جذاب تر و مستند تر باشد و مخاطب، مسائل طرح شده از طرف نویسنده را بهتر مورد پذیرش قرار دهد.

مسئله دیگر این که نویسنده در این بررسی و تحقیق به مسائلی درباره چگونگی ساخته و پرداخته شدن بوف کور اشاره می کند که دیگر منتقدان چه مخالفان و چه موافقان به این موضوعات اشاره نکرده بودند یا این که بسیار گذرا از کنار آن گذشته بودند.

احمد زاده به خوبی درک کرده است که علاقه هدایت به سینما چه نقش بی بدیلی در خلق شخصیت های کتاب های او و بخصوص بوف کور داشته است احمد زاده ثابت می کند که زندگی و علائق هدایت چقدر در نگارش کتاب های او تاثیر داشته به نوعی هدایت با کتاب هایش زندگی می کرده است نه این که مثل خیلی ها فکر کند که شخصیت اصلی بوف کور خود هدایت است نه شخصیت داستان های هدایت از علائق او نشاءت می گیرد.

حبیب احمد زاده در "کُد 24"برای خوش آمد کسی کتاب ننوشته و در پژوهشی منصفانه آنچه را که به دست آورده بیان کرده است کتاب آقا حبیب مثل خودش بوی آزادگی می دهد و همین مسئله باعث شده است که متخصصان و پژوهشگران از هر گروه و طرز تفکری این بررسی منصفانه را بستایند.

احمد زاده در کتاب خود همان طور که می گوید اجزای بوف کور را قطعه قطعه کرده است و با بررسی قطعات مختلف آنچه را که در شکل گیری این داستان نقش داشته سعی کرده است کشف کند او مثل یک مکانیکی عمل کرده است که با خودرویی جدید روبرو شده اجزا را از جای اصلی خارج کرده است تا به نوع کارکرد هر یک دست یابد و گره های باز نشده را دانه دانه باز کند.

در آخر باید گفت حبیب آقا سعی کرد که بعد از پنجاه و چند سال صادق هدایت را که به خواب مصنوعی رفته است از خواب بیدار کند تا با او یا به نوعی با سایه او به گفت گو بنشیند و سوالات درباره بوف کور را از مسیر ذهن خود نویسنده پاسخ دهد او گام به گام با هدایت در کوچه پس کوچه های زندگی و علائق اش حرکت کرد تا رمز و گره "کُد 24 "را نه با دندان که با عقل و انصاف باز کند.